ابزاری برای هدایت بهتر کارکنان

 

 

در کسب‌وکار امروز، شاید عملکرد مناسب مدیران در سازمان‌ها شبیه به اکسیژن برای تنفس است. در حال حاضر بیش از 90 درصد از مدیران اجرایی برای توسعه مهارت‌های رهبری خود برنامه‌ریزی و سرمایه‌گذاری می‌کنند، چرا که دریافته‌اند مهم‌ترین مساله در مواجهه با سرمایه‌های انسانی هر سازمان، رهبری است. مطالعات اخیر انجام شده در موسسه مک‌کینزی نیز بیانگر آن است که رهبری صحیح بخش مهمی از سلامت سازمان را در برمی‌گیرد که خود عامل مهمی برای رضایت کلیه ذی‌نفعان است. یکی از مسائل بزرگی که تاکنون در رهبری سازمانی بدون پاسخ مانده است، آن است که مدیران چه رفتارهایی را باید در خود، مورد توجه قرار دهند؟ آیا رهبری دارای روشی استاندارد است یا برای بهبود آن می‌توان از رویکردهای توسعه‌ای استفاده کرد؟ آیا نیاز است شرکت‌ها و سازمان‌ها تلاش خود را بر اولویت‌هایی همچون الگوسازی مدیران، تصمیم‌گیری، ایجاد چشم‌انداز و تعیین سبک رهبری سازمانی متمرکز کنند؟ آیا سازمان‌ها باید برای بهبود و ایجاد روش‌ها و کانال‌های ارتباطی با مدیران برنامه‌ای جامع داشته باشند؟ شاید پاسخ به سوالاتی که طرح شد، در میزان مشارکت و حضور مدیران ارشد شرکت‌ها در برنامه‌های توسعه رهبری نهفته باشد، اما جالب است بدانیم که در بررسی انجام شده در موسسه مک‌کینزی تنها 43 درصد از مدیران از به بار نشستن برنامه‌های توسعه رهبری اطمینان دارند. در گزارش اخیر رقابت پذیری اقتصاد کشورها که توسط مجمع جهانی اقتصاد در سال 2014 تهیه شده است، رتبه کشور ایران درباره شاخص کیفیت مدارس و دانشکده‌های مدیریت از میان 122 کشور برابر 103 است که نسبت به سال گذشته 8 پله سقوط داشته است. بنابراین توجه به این ابزار و اجرای آن می‌تواند گام کوچکی برای بهبود این شاخص باشد.

معرفی ابزار
آخرین پژوهش انجام شده در موسسه مک‌کینزی نشان می‌دهد مجموعه‌ای از مهارت‌های کوچک (و البته مهم) می‌تواند احتمال موفقیت مدیران - به‌ویژه مدیران اجرایی و میانی- را افزایش دهد. با استفاده از تجارب عملی و بررسی متون علمی مرتبط، لیستی از ۲۰ ویژگی مدیران استخراج شده و در میان ۱۸۹ هزار نفر و در ۸۱ سازمان مختلف مورد بررسی و پرسش قرار گرفته است و در نتیجه مهم‌ترین ویژگی مدیران موفق به دست آمده است. در این پژوهش، یافته‌های مهمی استخراج شده است. از میان ۲۰ ویژگی مدیران که بر اساس تجارب قبلی موسسه مک‌کینزی به‌عنوان مبنا انتخاب شده‌اند، چهار رفتار مورد توجه کامل افراد مورد بررسی قرار گرفته است، به طوری که ۸۹ درصد پاسخ‌دهندگان این چهار ویژگی را به‌عنوان اولویت‌های اول خود برای یک رهبر موفق معرفی کرده‌اند.

1- هدایت کننده 

2- قهرمان تغییرات سازمانی 

3- شفافیت در اهداف، پاداش‌ها و نتایج 

4-ارتباط هدف دار و با اشتیاق با کارکنان     

5-توسعه کارکنان     

6-ایجاد و ترویج شرح ماموریت سازمان 

7- تمایز نسبت به کارکنان 

8- تسهیل کننده کار گروهی و مشارکت 

9- ترویج کننده احترام متقابل 

10 –قدردانی کننده     

11-توانایی سازماندهی 

12- توانایی تصمیم‌گیری درست 

13- توانایی انگیزه بخشی به دیگران 

14- توانایی تفکر انتقادی

15- کاملا نتیجه‌گرا 

16- گذشت از خطاهای سازمانی با نگاه مثبت 

17- قاطعیت و آرامش در شرایط بی‌ثباتی

18- الگو بودن در ارزش‌های سازمانی 

19- جست و جوگری رویکردهای متفاوت

20- توانایی حل مسائل به صورت اثربخش
ویژگی اول- توانایی حل مسائل به صورت اثربخش. یکی از مقدمات مهم در فرآیند تصمیم‌گیری، حل مساله است، زمانی که اطلاعات مرتبط گردآوری شده، مورد تجزیه و تحلیل و بحث و تبادل نظر قرار می‌گیرد. در بسیاری از موارد با وجود در اختیار داشتن اطلاعات کلیدی مورد نیاز، اتخاذ تصمیم صحیح و اثربخش برای حل مسائل بزرگ و پیچیده سازمانی دشوار است؛ شاید جالب باشد بدانید بعضی مدیران حتی برای حل تعارضات معمول روزانه بین کارکنان عاجز هستند.
ویژگی دوم- کاملا نتیجه‌گرا. درباره رهبری سازمانی نکته بسیار مهم و ظریفی وجود دارد، رهبری نه تنها ایجاد و برقراری ارتباط با چشم‌انداز و تعیین اهداف سازمان است، بلکه دستیابی به نتایج سازمان است. یک رهبر سازمانی شایسته که روحیه‌ای کاملا نتیجه‌گرا دارد، تاکید بر کارآیی و اثربخشی (بهره‌وری) و اولویت بر انجام فعالیت‌هایی با بالاترین درجه اهمیت در سازمان را خواهد داشت.
ویژگی سوم- روحیه جست‌وجوگری رویکردهای متفاوت. این ویژگی در مدیران سازمانی شایسته به خوبی آشکار است. یک رهبر شایسته با در اختیار داشتن این ویژگی، روندهای تاثیرگذار بر سازمان را به خوبی رصد می‌کند، درک بسیار مناسبی از تغییرات محیطی دارد، کارکنان خود را برای مشارکت و ارائه ایده‌های نو برای بهبود عملکرد تشویق می‌کند، با دقت بین مسائل کم‌اهمیت و پراهمیت سازمان تمایز قائل می‌شود و وزن‌دهی مناسب برای نیازها و انتظارات ذی‌نفعان سازمانی انجام داده و برای رسیدگی به آنها برنامه‌ریزی می‌کند. مدیرانی که در این ویژگی قوی‌تر هستند تصمیم‌گیری‌های خود را برپایه تجزیه و تحلیل اطلاعات حاصل از جستجوگری و به دور از تعصبات انجام می‌دهند.
ویژگی چهارم- حمایت‌کننده. مدیران حمایت‌کننده، احساسات و عواطف کارکنان خود را به خوبی درک می‌کنند. چنین مدیرانی با به‌نمایش گذاشتن اصالت و علاقه صادقانه خود به مهم‌ترین ذی‌نفعان سازمان (کارکنان) و ایجاد اعتماد و الهام بخشی به آنها، کمک می‌کنند تا بر چالش‌های پیش‌روی خود غلبه کنند. آنها در کارهای گروهی سازمان با هدف افزایش بهره‌وری، از میان بردن ترس‌های بیجا از تهدیدات خارجی و جلوگیری از اتلاف انرژی کارکنان به دلیل بروز تعارضات داخلی شخصا مداخله می‌کنند. تجربه نشان می‌دهد شرایط کسب‌وکارهای مختلف به سبک‌های رهبری متفاوت نیاز دارد. با این حال، آخرین پژوهش انجام شده نشان می‌دهد چنانچه سازمان‌ها در شرایط فعلی کسب‌وکار بخواهند برای توسعه مدیران آینده خود سرمایه‌گذاری کنند، تمرکز بر این چهار ویژگی نقطه شروع خوبی برای انجام این کار است.

منبع: McKinsey

 

منوي اصلي