سازمان یادگیرنده

 

يادگيری سازمانی و سازمان های يادگيرنده واژه هايی هستند که بيش از ٢٠ سال از طرح آنها توسط دانشمند بزرگ عرصه مديريت و پدر يادگيری سازمانی يعنی گريس آرجريس نمی گذرد. سازمان يادگيرنده سازمانی است ماهر و خلاق، دانش را کسب نماید و در سر تا سر سازمان انتقال دهد. رفتار خود را اصلاح مي كند و از تجربه گذشته ياد می گيرد که چه کاری انجام دهد و چه کاری انجام ندهد و اين مهم از طريق ايجاد و بسط دانش و بينش جديد و مشترک تحصيل می گردد.

با توسعه دانش و فناوری و گسترش حيطه های کسب وکار بزرگ ترين امتياز رقابتی در پارادايم های جديد کسب وکار، يادگيری بيان شده است. از نقطه نظر فردی، يادگيری دسترسی به اطلاعات، درک آن و کسب مهارت هاست. از نقطه نظر سازمانی، يادگيری به دست آوردن سنت ها، ديدگاه ها، استراتژی ها و انتقال دادن دانش متمرکز است. در هر دو ديدگاه يادگيری با کشف، ابداع، تشخيص، خلاقيت و توليد دانش همراه است. يادگيری از ديدگاه سازمانی زمانی اتفاق می افتد که اطلاعات جمع آوری و به منظور توليد و گسترش حقايق جديد تجزيه و تحليل شود، موجب تغيير عقايد و ديدگاه های موجود شده، ديدگاه های جديدی خلق كند و آن را از طريق ارتباط، تدريس و گفتگو و تعامل به تمام سطوح سازمانی منتقل نمايد. بنابراين سازمان هايی موفق تر هستند که زودتر، سريع تر و بهتر از رقبا ياد بگيرند. اما چطور مي توان چنين سازمان هايی را طراحی و ايجاد کرد؟ چه برنامه ها و سياست هايی بايد اعمال شود تا سازمان ها از وضع کنونی به اين وضعيت مطلوب انتقال يابند؟

سازمان همچون موجودی زنده، برای رشد و بقای خود به طور هميشگی و با شتاب فزاينده بايد بياموزد و از اين آموخته ها بهره جويد. سازمان های يادگيرنده فرصت هايی را برای اعمال مسئوليت به وجود می آورند، از تجربه ها می آموزند، از ريسک می آموزند و از نتايج حاصله و درس های آموخته شده احساس رضايت مي كنند. اين سازمان ها با ايجاد بينش و بصيرت مشترک برای همه کارکنان و انتقال دانش در سراسر سازمان، نسبت به تواناسازی کارکنان اقدام مي كنند و از ارتباط متقابل ميان سازمان و کارکنان، زمينه انتقال سازمان از وضعيت کنونی به آينده ای مطمئن تر و روشن تر را فراهم می نمايند. همچنين در سازمان های يادگيرنده، يادگيری جمعی و دستيابی به آرمانی مشترک صورت می پذيرد. هر گونه ابزار و راهکاری که بتواند به اين موضوع کمک و يادگيری سازمانی را فراهم آورد، قابل بهره برداری خواهد بود.

سازمان يادگيرنده حداقل مستلزم موارد زير است: تلاش برای شناخت يادگيری سازمانی به عنوان مبنای علمی و نظری موضوع مورد بحث، توجه به اصول يادگيری سازمانی و تفهيم دقيق آن به کارکنان و مجموعه های سازمان، طراحی و تبيين الگوی مناسب يادگيری سازمانی با توجه به نوع سازمان مبنی بر اهداف، وظايف و کارکردهای آن، توجه به همه بنيادهای سازمان يادگيرنده به صورت نظام گرا و تعيين جايگاه هريک از اجزا و روابط متقابل آنها برای تحقق هدف ها و در آخر برای تبديل يک سازمان به سازمان يادگيرنده، پويا و مطلوب، بايد براساس آنچه گفته شد، علاوه بر برنامه ريزی، هدف گذاری و اجرای مناسب، همه مديران و کارکنان نسبت به برنامه ها و تحقق اهداف يادگيری سازمان متعهد شوند.

 

منابع :

  • ·          ال دفت. ريچارد تئوری وطراحی سازمان، ترجمه دکتر علی پارسائيان و دکتر سيد محمد اعرابی. تهران. دفتر نشر پژوهش های فرهنگی .١٣٨٣
دانش فرد.کرم االله -  بهرامزاده. حسينعلی:  ضرورت پيدايی سازمان يادگيری، نشريه علمی پژوهشی اطلاع رسانی مديريت شماره ١١٠-١٠٩ . ١٣٨٥
 

منوي اصلي